-
چهاردهم
شنبه 14 فروردینماه سال 1389 21:32
-
گنجشک
شنبه 22 اسفندماه سال 1388 21:19
گنجشک با خدا قهر بود… روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد… و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک...
-
برنامه ریزی
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 21:18
-
سه تفنگدار
شنبه 1 اسفندماه سال 1388 21:18
-
اینجا یا اونجا؟
شنبه 17 بهمنماه سال 1388 21:17
-
بدون عنوان
پنجشنبه 15 بهمنماه سال 1388 21:16
-
زهرا دیگه تو گل دست و پا نمی زنه!
سهشنبه 24 آذرماه سال 1388 21:16
-
زهرا اندر گل دست و پا می زند!
دوشنبه 23 آذرماه سال 1388 21:15
-
...
شنبه 21 آذرماه سال 1388 21:14
جهان در دست های ایمن خداوند قرار دارد، پیوسته اتفاق درست در زمان درست روی می دهد، پشت همه ی تجربه ها، خوشایند و ناخوشایند، خداوند حضور دارد، پرده از تجربه بردار و سیمای حقیقت را مشاهده کن. بپذیر، مسرور شو و به پیش رو ...
-
تبریز
جمعه 20 آذرماه سال 1388 21:13
-
خواب
شنبه 14 آذرماه سال 1388 21:13
-
خانه و خانواده
یکشنبه 8 آذرماه سال 1388 21:12
-
نمی دونم چرا جدیدا هیچ عنوانی به ذهنم نمی رسه که بذارم
جمعه 29 آبانماه سال 1388 21:11
-
24 سال و 1 روزه گی
چهارشنبه 20 آبانماه سال 1388 21:11
-
...
چهارشنبه 13 آبانماه سال 1388 21:10
-
این هفته
سهشنبه 5 آبانماه سال 1388 21:09
-
پستی از تبریز
شنبه 25 مهرماه سال 1388 20:54
-
عیدتان مبارک
شنبه 28 شهریورماه سال 1388 20:54
-
آبی، خاکستری، سیاه
چهارشنبه 25 شهریورماه سال 1388 20:52
-
پراکنده گویی
پنجشنبه 19 شهریورماه سال 1388 20:51
-
رفتم و برگشتم
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1388 20:51
-
بازی
جمعه 13 شهریورماه سال 1388 20:50
-
خودم
چهارشنبه 11 شهریورماه سال 1388 20:49
-
من چه شکلی ام؟!
یکشنبه 8 شهریورماه سال 1388 20:49
-
باید برم به تبریز
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1388 20:47
-
درددل
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1388 20:46
-
معرفی یک وبلاگ
یکشنبه 1 شهریورماه سال 1388 20:43
-
اشکی در گذرگاه تاریخ
یکشنبه 1 شهریورماه سال 1388 20:30
از همان روزی که دست حضرت قابیل، گشت آلوده به خون حضرت هابیل، از همان روزی که فرزندان « آدم »، زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید، آدمیت مرد! گر چه « آدم » زنده بود. از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند، از همان روزی که با شلاق و خون، دیوار چین را ساختند، آدمیت مرده بود. بعد، دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب،...
-
ماه رمضان
جمعه 30 مردادماه سال 1388 20:13
-
احساسات پریشانم
دوشنبه 26 مردادماه سال 1388 20:12