| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
۱_ دیشب نمی دونم کجا رو زدن که انگار نزدیک بوده.
تمام ماشینا پر از دوده شده.
۲_ مشغولیت امروزمون چیه؟!
تو این اوضاع، یه سمند سفید روبروی خونه پارک کرده. شیشه ها دودی. پلاک نداره. هر چی هم گشتیم صاحبش پیدا نشده که نشده! :||
فعلا نگهبان محله زنگ زده ۱۱۰.
همسایه ها هم یکی یکی میان نظارت و ابراز نگرانی میکنن که زودتر تکلیف مشخص بشه.
۳_ آرش با باباش رفتن عیدیش رو بخرن.
عیدیش قراره چی باشه؟ خنزل پنزل های الکترونیکی :))))
۱_ سه روزه یه خرید خونه میخوام برم و هنوز نرفتم.
هی به خودم میگم تکون بخور زن!!
شاید هم انتظار زیادی از خودم دارم. شاید طبیعیه که اینقدر خسته باشم و شوقی برای زندگی نداشته باشم!
وقتی روزانه صدای رفت و آمد جنگنده و پهباد رو سرمون میاد، از دور و نزدیک صدای انفجار می شنویم، همین پشت گوش مون نقطه زنی می کنن، ...
تازه، اون که دشمنه و اومده واسه همین کار!
حتی همونایی که قراره حافظ جان و مال و خاک این وطن باشن هم هر کدوم تریبونی گیر آوردن، انگشت تهدید آمیزشون رو گرفتن سمت ما مردم خسته و گرفتار که ال تون میکنیم و بل تون می کنیم، اون وقت با چه انگیزه و هدفی باید ادامه بدیم؟!
۲_ بالاخره بساط دوخت و دوز رو دورم چیدم.
یک لباس خودم و دوتا شلوار پسر که سر زانوهاشون سوراخ شده. به رسم قدیم از اون گردالی ها که نمی دونم اسم شون چیه! خریدم و دارم میدوزم سر زانوها.
۳_ گفتم یه پیک نوروزی واسه آرش خریدم؟
دیروز سوال هاش رو نگاه مبکردم. چقدرم سخته!
ولی همزمان مغز بچه رو راه میندازه! :)))
از دیروز میخواستم شروعش کنیم اما پسرجان زیر بار نرفت و فرمودن هنوز که عید نشده!
۴_ قلمه های سانسوریا هنوز موندن رو زمین.
نه گلدون دارم و نه خاک واسه کاشتن شون!
قبلا یه بار تو آب گذاشتم ولی له شد و خراب شد.
اگه کسی تجربه ای از ریشه دار کردن تو آب داره، بی زحمت به منم بگه!
۱_ داشتم یکی از نوشته هام رومیخوندم، واسه ۳ سال پیش و گفته بودم امسال خیلی بددهن شدم و در بی ادب ترین ورژن خودم هستم!
لازم دیدم بیام بگم اون ورژن سه سال پیش اتفاقا خیلی هم مودب و فرهیخته بود! اصلا شوخی ای بیش نبود!!!!
الان رو باید ببینین دوستان!:)))))))
۲_ چندتا شاخه ی هرس شده ی درختها رو آوردیم بالا، کاشتیم تو یه گلدون و گذاشتیم کنار قفس نازنین.
در واقع جایگاه نشستنش شده واسه مواقعی که میاد بیرون:))
سعید اصرار داره بنی رو هم بیاریم بیرون ولی گفتم من اصلا اعصابش رو ندارم و فعلا بیخیالش بشه!
۳_ شام نداریم.
هوا بارونیه.
و دلم آش میخواد.
۱_ ما یه سبد داریم، هر چی لگو خریدیم کاتالوگ ها و نقشه هاشون رو ریختیم تو این سبد.
بعد از مطالعات مورد علاقه ی پسر من چیه؟
این سبد رو میاره، ساعت ها با دقت مرحله به مرحله شون رو مرور میکنه.
جالب تر اینکه یه جاهایی رو تصحیح میکنه یا میگه اینو با دوتا روش میشه درست کرد و روش دوم رو هم پیشش یادداشت میکنه!:)))))
حالا من بگم بیا دو صفحه کتاب بخون، زمین و زمان رو به هم می دوزه و نمیخونه!
۲_ هی گفت اسم اون برج بلنده چیه؟
گفتم میلاد؟
گفت نه.
گفتم برج خلیفه؟
گفت نه.
گفتم خب چه شکلیه؟!
میفرمان پایینش چهارتا پایه داره. بعد هر چی میره بالاتر لاغرتر میشه!!
منظورش برج ایفل بود! :||
قربون توصیفاتت بچه!!!
۳_ شاد رو باز میکنم، دلم میخواد عق بزنم از بابت محتوای پیام های کانال ها! :||
۴_ امروز فکر میکردم با قطعی اینترنت، چقدر دنیامون و محتوای خبرهایی که می گیریم متفاوت شده!
توی وبلاگ ها و پیام رسان های داخلی (البته من فقط شاد رو دارم) نه بچه ای کشته شده، نه پدر و مادری عزادار بچه شون شدن، نه کسی تیر خلاص خورده، نه خبری از غم هست!!
جدی این تو دو تا فاز خیلی متفاوت بودن اخبار، هم عجیب و هم ترسناکه!
۱_ اینکه قرار باشه بچه رو بشونی سر درس و مشقش یه دردسره،
بعد تو همچین وضعیتی بابای بچه هم خونه باشه، تبدیل میشه به هزار دردسر! :||||
کلا باباها خونه باشن دردسره! :)))
۲_ خیلی روز سختی بهم گذشت!
ایشالا که زودتر شب بشه، کپه مون رو بذاریم!
مشخصه حوصله ندارم؟
۳_ آشپزخونه رو پوکونده.
روانم سیاه شده امروز.
۴_ با شعار "مگه تو این مملکت برامون ریدن که نگران سلامتی و طول عمرم باشم"! شام امشب رو کاملا ناسالم، سوسیس بندری درست کردم :||||
۵_ فیلمش اینطوریه که شخصیت مورد نظر رو، با کارتن درست کردن.
یارو در حالی که زار زار گریه میکنه، نازش میکنه.
شونه ش رو می بوسه!!!!
خم میشه دستش رو می بوسه!!!
بعد تعادل به هم میخوره و کارتن میفته. یارو دودستی می زنه تو سر خودش! :|||||||
دیوونه خونه ست بخدا.
بعد حرفی هم بزنی، هزار تا انگ می چسبونن به بهت! :|||||
واقعا آخه چه کاریه؟ این ایده ها رو از کجا میارن؟!
پ.ن: کثافت مثل رادان!
دونه دونه دارن میان تو تی وی و تهدید میکنن که می کشیم تون! :||||
چقدر وقیحن آخه!
پ.ن.۲: یکی پیام گذاشته که چه بی ادبی!
عشقم!!!!!!!!
بازم خدا رو شکر که بی ادبم فقط. مثل امثال شما بی شرف نیستم! :|||