| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
حسن یوسف یه گیاه آپارتمانی چند ساله است و البته می تونید اونو در هوای آزاد بصورت یکساله کشت کنید.( چون حساس به سرماست خارج از آپارتمان و گلخانه فقط یک سال عمر میکنه ). ارزش زینتی حسن یوسف به خاطر برگهای رنگی و ترکیب رنگ زیبای اونه (برگ زینتی)، که برای حفظ حالت رنگی برگ ها باید گیاه رو در جایی که نور کافی داشته باشه، مثل پنجره ی رو به جنوب، نگه داشت. پس نور آفتاب رو می پسنده و اگر در جایی با نور کم نگهداری بشه گیاه رشد علفی پیدا میکنه، برگ ها از حالت رنگین خارج میشن، کم رنگ میشن و به سبزی گرایش پیدا می کنند. البته این گیاه گلهای ریز و سفیدی هم تولید می کنه که ارزش زینتی ندارند، ولی میشه از اونا بذر گرفت و برای تکثیر ازشون استفاده کرد.
روش دیگه برای تکثیر این گیاه گرفتن قلمه است که روشی ساده تر، کم هزینه تر و سریع تر نسبت به کشت بذر هست. شما می تونید قلمه رو توی آب ریشه دار و بعد کشت کنید و یا مستقیم توی گلدون تون بکارید. قلمه ها خیلی سریع ریشه دار می شن و گیاه شروع به رشد می کنه.
برای اینکه گیاه تون حالت قشنگ تری داشته باشه می تونید جوانه ی انتهایی و همین طور گل هایی رو که تولید می کنه از روی گیاه حذف کنید. با این کار گیاه شما شاخ و برگ بیشتری میده و پر پشت تر میشه.
به نیاز آبی گیاه تون توجه کنید چون اگر خشکی زیادی ببینه برگ ها می ریزن و در مقابل هم توجه کنید که رطوبت و خیسی بیش ازحد هم باعث حمله ی قارچ ها، بروز پوسیدگی و در نهایت از بین رفتن گیاه میشه. سعی کنید هفته ای دو بار به گیاه تون آب بدید.
ضمنا مراقب به بعضی حشره های موذی، مثل شته ها هم باشید که یه وقت به گیاه تون حمله نکنن. اگر شته ها به گیاه تون حمله کردن زود به دادشون برسید. می تونین از گلفروشی ها و یا سم فروشی ها یه سم مناسب تهیه کنید و اونا رو از بین ببرید.
پ.ن. یه دانایی می گفت که میشه به جای سم آب تنباکو! رو رقیق کرد و روی شاخ و برگ گیاه پاشید! البته من اینو امتحان نکردم، چون شته ها حسن یوسفم رو خشکوندم و دیگه واسه هر کمکی دیر شده بود. حالا اگه گیاه شما شته زد امتحان کنین،شاید شد!!!!!!!!
باز کن پنجره ها را، که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
و بهار
روی هر شاخه، کنار هر برگ
شمع روشن کرده ست.
همه ی چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده ست
و درخت گیلاس
هدیه ی جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست.
باز کن پنجره ها را، ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه ی باران را باور کن
و سخاوت را درچشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد...
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را باور کن ...